معنی عنانزنان
6 بازدید
[ عِ زَ ] (نف مرکب، ق مرکب) بشتاب. بتعجیل. (فرهنگ فارسی معین). - عنان زنان رفتن؛ به شتاب و تعجیل رفتن. (ناظم الاطباء). تیز رفتن. (آنندراج). تعجیل و شتاب رفتن. (برهان قاطع). شتاب رفتن سوار. (از غیاث اللغات): غازی مصطفی رکاب آنکه عنان زنان رود با قدم براق او فرق سپهر چنبری.خاقانی.
کلمات همقافیه با «عنانزنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر