معنی عنانزن
5 بازدید
[ عِ زَ ] (نف مرکب) که عنان زند. که لگام و دهانه زند. || که رام و مطیع کند. که به اطاعت درآورد. که تسلیم کند: کرشمه کردنی بر دل عنان زن خمارآلوده چشمی کاروان زن.نظامی.
کلمات همقافیه با «عنانزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر