معنی عناقالارض
7 بازدید
[ عَ قُلْ اَ ] (ع اِ مرکب) جانوری است از دواب که سیاه گوش نامندش. (از منتهی الارب) (آنندراج). جانوری که سیاه گوش نامند، و یا جانوری شبیه به فهد. (ناظم الاطباء). دابه ای است از شکارکنندگان و چنگال داران، مانند فهد و یا سگ. و آن جانوری است خبیث که گوشتش خوراکی نباشد و غذایش فقط گوشت باشد. سر آن سیاه رنگ و باقی بدنش به رنگ سپید است و آن را تُفَه نیز نامند. ج، عُنوق. (از اقرب الموارد). غنجل. قره قولاق. قره قولاخ. تمیله. برید. پروانه. پروانک. فرانق. || (اِخ) نام ستاره ای است بر ساق پای چپ مرأةالمسلسلة که آن را رأس المثلث نیز خوانند. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «عناقالارض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رض» برای سرودن شعر