معنی عناثج
6 بازدید
[ عُ ثِ ] (ع ص) بز کوهی درشت اندام. (منتهی الارب). بز کوهی فربه درشت اندام. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گشن فربه ستبری که در هنگام گشنی حالت فتور در آن پیدا شود و گشنی نتواند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «عناثج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثج» برای سرودن شعر