معنی عناتل
7 بازدید
[ عَ تِ ] (ع ص، اِ) جِ عُنتُل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به عنتل شود. || ضباع عناتل؛ کفتارهایی که شکار را پاره پاره کنند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عناتل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تل» برای سرودن شعر