معنی عنابرنگ
8 بازدید
[ عُ نْ نا رَ ] (ص مرکب) هر چیزی که به رنگ عناب بود. سرخ رنگ. (از ناظم الاطباء). دارای رنگی چون رنگ عناب : چو برزد دلاویز چنگی به چنگ چنین قولی از قند عناب رنگ.نظامی. بخون عزیزان فروبرده چنگ سرانگشتها کرده عناب رنگ.سعدی.
کلمات همقافیه با «عنابرنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر