معنی عمیل
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص، اِ) عامل و کارگزار و تحصیلدار. (ناظم الاطباء). || آنکه در تجارت با او داد و ستد کنی و او نیز با تو داد و ستد کند. (از المنجد). || وکیل و نمایندهٔ تاجر در جهات مختلف. (از المنجد). || در تداول امروزین عرب زبانان، عمیل بمعنی مزدور و عامل بیگانه به کار می رود. ج، عُملاء.
کلمات همقافیه با «عمیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر