معنی عمیدزاده
6 بازدید
[ عَ دَ / دِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) بزرگ زاده. وزیرزاده. خواجه زاده : اگر رئیس نیم یا عمیدزاده نیم ستوده نسبت و اصلم ز دودهٔ فضلاست. مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «عمیدزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر