معنی عمیدالدین
7 بازدید
[ عَ دُدْ دی ] (اِخ) اسعد، مکنی به ابونصر. وزیر اتابک سعد زنگی. رجوع به ابونصر (اسعد...) شود.[ عَ دُدْ دی ] (اِخ) عبدالمطلب بن محمدبن علی. رجوع به عمیدی شود.
کلمات همقافیه با «عمیدالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر