معنی عمیدالجیوش
7 بازدید
[ عَ دُلْ جُ ] (ع اِ مرکب) بزرگ سپاه. سردار سپاه : عمیدالجیوش را به بغداد فرستاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۸۸).
کلمات همقافیه با «عمیدالجیوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر