معنی عمیت
8 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) جِ عَمیتة. (از اقرب الموارد). رجوع به عَمیتة شود.[ عِ مْ می ] (ع ص) نگاهبان و پاسبان زیرک. (منتهی الارب). محافظ دانا و زیرک. (از اقرب الموارد). || مست. (منتهی الارب). سکران. (اقرب الموارد). || نادان سست. (منتهی الارب). جاهل ضعیف. (اقرب الموارد). || آنکه او را رای نباشد و به جانبی راه نیابد. (منتهی الارب). ج، عَمامیت. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عمیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر