معنی عموهة
7 بازدید
[ عُ هَ ] (ع مص) سرگشته گردیدن و دودله شدن. (از منتهی الارب). دودِل شدن در گمراهی و سرگردان شدن در منازعه یا در انتخاب طریقی. (از اقرب الموارد). گویند که آن مانند عمی و نابینائی است با این فرق که عمی مطلق نابینائی است چه در بصر و چه در بصیرت، اما عموهة اختصاص به بصیرت و بینائی معنوی دارد. (از اقرب الموارد از زمخشری). چنانکه خداوند میفرماید: {/Bفِی طُغْیََانِهِمْ یَعْمَهُونَ.۶-۸۲:۱۵/}(قرآن ۲/۱۵)، (۶/۱۱۰)، (۷/۱۸۶)، (۱۰/۱۱)، (۲۳/۷۵). (از منتهی الارب). عَمَه. عُموهیة. عَمَهان. عُموه. || بی نشان گردیدن زمین. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عموهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر