معنی عموه
6 بازدید
[ عُ ] (مص) سرگشته گردیدن و دودله شدن. (از منتهی الارب). دودِل شدن در گمراهی و سرگردان شدن در منازعه ای یا در انتخاب راهی. (از اقرب الموارد). عَمَه. عُموهیّة. عَمَهان. عُموهة. رجوع به عموهة شود.
کلمات همقافیه با «عموه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر