معنی عموج
6 بازدید
[ عَ ] (ع ص) تیر که پیچ پیچان رود. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || در شعر ابوذؤیب بمعنی شناگر و شناکننده آمده است. || فرس عموج؛ اسبی که در سیر خود مستقیم حرکت نکند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عموج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر