معنی عمواوغلی
6 بازدید
[ عَ اُغْ ] (اِ مرکب) (از: عمو، عمّ عربی +اوغل ترکی، پسر +یاء نسبت) پسرعمو. پسرعم. و در تداول فارسی زبانان، غالباً عَمقُلی و عموغلی تلفظ شود.[ عَ اُغْ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. ۴۹۶ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات، نخود و زردآلو است. این ده در دو محل بفاصلهٔ ۴ کیلومتر بنام عمواوغلی بالا و عمواوغلی پایین قرار دارد و سکنهٔ عمواوغلی پایین ۲۳۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «عمواوغلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر