معنی عمهی
7 بازدید
[ عُ مْ مَ ها ] (ع اِ) ذهبت ابله العمهی؛ دانسته نمیشود که شتران او کجا رفتند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عمیهی. رجوع به عُمَّیهی ََ شود.
کلمات همقافیه با «عمهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر