معنی عمهقزی
6 بازدید
[ عَ مْ مَ / مِ قِ ] (اِ مرکب) در تداول عوام، عمقزی. (از: عمهٔ عربی، خواهر پدر +قز ترکی، دختر +یاء نسبت) دخترعمه. عمه زاده.
کلمات همقافیه با «عمهقزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر