معنی عمل ساختن
7 بازدید
[ عَ مَ تَ ] (مص مرکب) بوجود آوردن. ایجاد کردن : صورت ما را که عمل ساختند قسمت روزی به ازل ساختند.نظامی.
کلمات همقافیه با «عمل ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر