معنی عملی ساختن
5 بازدید
[ عَ مَ تَ ] (مص مرکب) به انجام رساندن. به عمل درآوردن. امری را قابل عمل کردن.
کلمات همقافیه با «عملی ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر