معنی عملگزار
6 بازدید
[ عَ مَ گُ ] (نف مرکب) عمل دار. انجام دهندهٔ عمل دیوانی. بعهده دارندهٔ عمل.
کلمات همقافیه با «عملگزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر