معنی عملقة
4 بازدید
[ عَ لَ قَ ] (ع مص) کمیز و سرگین انداختن. (منتهی الارب). ادرار کردن و تغوط کردن کودک، و یا انداختن ادرار و غائط. (از اقرب الموارد). || به مغ سخن رسیدن. (منتهی الارب). تعمق کردن در سخن. (از اقرب الموارد).[ عَ لَ قَ ] (ع اِ) کمیز و سرگین. (منتهی الارب). بول و غائط.
کلمات همقافیه با «عملقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر