معنی عملق
5 بازدید
[ عَ لَ ] (اِخ) ابن سمیدع بن صواربن عبدشمس. جد عمالقهٔ ثانیه که ملوک حمیر بدانها منسوبند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عملق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر