معنی عملس
5 بازدید
[ عَ مَ لْ لَ ] (ع ص، اِ) توانا بر سیر و شتاب رو و جلد. || گرگ پلید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سگ شکاری. (منتهی الارب). سگ شکاری خبیث و پلید. || شخص باجرأت و مقدم. || شتر نر. جمل. || ماده شتر. ناقة. (از اقرب الموارد).[ عَ مَ لْ لَ ] (اِخ) نام مردی است که مادر خود را بر پشت بار کرده به حج برد و به وی بس نیکی نمود، و آن مثل شد در برّ والدین، چنانکه گویند: أبرّ من عملس؛ نیکوکارتر از عملس. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عملس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر