معنی عمر سکونی
5 بازدید
[ عُ مَ رِ سَ ] (اِخ) ابن محمدبن حمدبن خلیل سکونی، مکنی به ابوعلی. وی مقری و از فقهای مالکیه و اصل او از اشبیلیه بوده است. وی در تونس سکونت گزید و به سال ۷۱۷ هـ .ق. درگذشت. او راست: ۱- الاربعین مسألة فی اصول الدین علی مذهب اهل السنة. ۲- التمییز لما أودعه الزمخشری من الاعتزالات فی تفسیر الکتاب العزیز. ۳- لحن العوام فیما یتعلق بعلم الکلام. ۴- المنهج المشرق فی الاعتراض علی کثیر من اهل المنطق. (از الاعلام زرکلی). رجوع به مآخذ ذیل شود: نیل الابتهاج، نفح الطیب ج ۲ ص ۱۱۵۰، کشف الظنون ج ۲ ص ۱۴۸۲ و هدیة العارفین ج ۱ ص ۷۸۸.
کلمات همقافیه با «عمر سکونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر