معنی عمر سلمی
6 بازدید
[ عُ مَ رِ سُ لَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن محمد سلمی. وی شاعر و از قضات اندلس و عهده دار قضای شهر فاس بود، سپس قاضی تلمسان و بعد اشبیلیه و غیره گشت و بسال ۶۰۳ هـ .ق. در اشبیلیه درگذشت. او را اشعاری نیکو است. (از اعلام زرکلی از جذوةالاقتباس ص ۲۸۶).[ عُ مَ رِ سُ لَ ] (اِخ) ابن عبدالواحد. رجوع به ابوحفص (عمربن...) شود.
کلمات همقافیه با «عمر سلمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر