معنی عمرو کلبی
5 بازدید
[ عَ رِ کَ ] (اِخ) ابن اسود کلبی اجداری. از بنی اجداربن عوف بن عذرة. شاعری است جاهلی و از سوارکاران بشمار میرفت. وی در قوم خود رئیس و سرور بوده است. (از الاعلام زرکلی از آمدی ص ۴۲، و مرزبانی ص ۲۳۸).
کلمات همقافیه با «عمرو کلبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر