معنی عمرو لخمی
6 بازدید
[ عَ رِ لَ ] (اِخ) ابن امری ءالقیس بن عمروبن عدی لخمی. از بنی قحطان. وی از ملوک دولت لخمی بود که در عهد جاهلیت بر عراق حکومت میکردند. او پس از پدرش امری ءالقیس یا پس از عمش حارث به سلطنت رسید و مدت چهل سال حکومت کرد. در حدود سال ۲۵۰ قبل از هجرت درگذشت و نام مادر وی ماریه بود. رجوع به آل نصر و مآخذ ذیل شود: الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۲۳۸. نویری ج ۱۵ ص ۳۱۹. العرب قبل الاسلام ج ۱ ص ۲۰۴. یعقوبی ج ۱ ص ۱۷۰. ابن خلدون ج ۲ ص ۲۶۳.[ عَ رِ لَ ] (اِخ) ابن هند لخمی. پادشاه حیره در زمان جاهلیت. نسبت او به مادرش هند (عمهٔ امری ءالقیس شاعر) مشهور است. اما نسب اصلی وی عمروبن منذربن امری ءالقیس بن نعمان بن اسود، از بنی لخم، از بنی کهلان است. او را لقب محرق نیز داده اند بجهت اینکه یکصد تن از بنی تمیم را بخاطر جنایتی که کرده بودند بسوزانید. وی شخصی سختگیر بود و قبائل عرب به اطاعت او درآمدند. رسول اکرم (ص) در زمان حیات وی متولد شد. سلطنت عمرو پانزده سال بطول انجامید و در حدود سال ۴۵ هـ .ق. به دست عمروبن کلثوم شاعر به قتل رسید. (از الاعلام زرکلی). رجوع به آل نصر شود.
کلمات همقافیه با «عمرو لخمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر