معنی عمرمکرم

معنی عمرمکرم

6 بازدید
[ عُ مَ مَ رَ ] (اِخ) ابن حسین اسیوطی. از مجاهدان مصر در قرن سیزدهم هجری. وی در حدود سال ۱۱۶۸ هـ .ق. در اسیوط متولد شد و تحصیلات خود را در ازهر بپایان رساند. و بسال ۱۲۰۸ هـ .ق. نقیب اشراف گشت. و چون بسال ۱۲۱۳ هـ .ق. فرانسویان بندر اسکندریه را اشغال کردند و بسوی قاهره پیش راندند، عمرمکرم به مقابلهٔ آنان برخاست، ولی در این مقاومت شکست خورد و سالها با فرانسویان، سپس با قوای انگلستان در جنگ و ستیز بود. بسال ۱۲۲۰ هـ .ق. که محمدعلی پاشا والی مصر گشت، به پاس کمکهایی که عمرمکرم به وی کرده بود، او را مقرب خود ساخت؛ ولی پس از اندکی بین آن دو اختلاف افتاد و او را به دمیاط تبعید کرد و از آنجا به طنطا منتقل گشت و بسال ۱۲۳۷ هـ .ق. در این شهر درگذشت. (از الاعلام زرکلی از تاریخ جبرتی ج ۴، و تاریخ الحرکة القومیة ج ۳ ص ۹۵، و سیرة السید عمرمکرم تألیف فرید ابی حدید).

کلمات هم‌قافیه با «عمرمکرم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید