معنی عمرمختار
5 بازدید
[ عُ مَ مُ ] (اِخ) عمربن مختاربن عمر منفی. مشهور به عمرمختار. از مجاهدان بزرگ قرن اخیر در طرابلس غرب. اصل او از قبیلهٔ مِنفة از قبایل بادیهٔ برقة بود و بسال ۱۲۷۵ هـ .ق. در بطنان متولد شد و بسال ۱۳۱۲ هـ .ق. به سودان سفر کرد و تا سال ۱۳۲۱ هـ .ق. در آنجا بود، سپس به برقة بازگشت. و چون بسال ۱۳۲۹ هـ .ق. ایتالیا شهر بنغازی را اشغال کرد، وی پیشرو نهضت و مبارزه بر ضد اشغالگران شد و حدود سی سال بین او و یارانش با قوای ایتالیا جنگها و مبارزات سختی ادامه یافت و سرانجام بسال ۱۳۵۰ هـ .ق. از طرف نیروی دشمن غافلگیر شد و او را دستگیر ساخته به بنغازی بردند و چند روز پس از دستگیری او را اعدام کردند. (از الاعلام زرکلی از «عمرالمختار» تألیف احمد محمود، و برقة العربیة ص ۴۸۸).
کلمات همقافیه با «عمرمختار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر