معنی عمردة
6 بازدید
[ عَ مَ رْ رَ دَ ] (اِخ) نام خواهر مِشرَح و محوِّس و جَمَد و أبضعة از بنی معدیکرب، که هر چهار را لعنت کرد نبی صلی اللََّه علیه و سلم. (منتهی الارب). رجوع به عقدالفرید ج ۳ ص ۳۴۲ شود.
کلمات همقافیه با «عمردة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر