معنی علی نوبختی
5 بازدید
[ عَ یِ نَ بَ ] (اِخ) ابن اسحاق بن ابی سهل بن نوبخت. وی سرسلسلهٔ یک شعبه از خاندان نوبختی بود و او دو پسر داشت یکی به نام ابوسهل اسماعیل که متکلمی معروف بود و دیگری به نام ابوجعفر محمد که ممدوح ابن الرومی بود. و نیز دختری داشت که نام و نشان او به دست نیامده است. اما فرزند آن دختر، ابومحمد حسن بن موسی بود که خواهرزادهٔ ابوسهل اسماعیل و ابوجعفر محمد محسوب می شود. (از خاندان نوبختی عباس اقبال ص ۱۲۵).[ عَ یِ نَ بَ ] (اِخ) ابن عباس بن اسماعیل بن ابی سهل بن نوبخت. مکنی به ابوالحسین. وی از شعبه ای از خاندان نوبختی بود. و از بزرگان کتاب اعیان و شعرای بغداد و از مردمان کریم و ادب پرور معاصر ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی است. در شعر و ادب شاگرد بحتری و ابن الندیم بود و ابن الندیم مینویسد که اشعار او به دویست ورقه میرسد. وفات او در یکی از سالهای ۳۲۳، ۳۲۴، ۳۲۷، ۳۲۹ هـ . ق. به اختلاف روایات قید شده است. و ابیاتی از اشعار او در کتاب خاندان نوبختی تألیف عباس اقبال نقل شده است. (از خاندان نوبختی عباس اقبال ص ۱۹۳) (معجم المؤلفین از الفهرست ابن الندیم ج ۱ ص ۱۶۸) و اخبارالراضی و المتقی صولی ص ۷۶).
کلمات همقافیه با «علی نوبختی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر