معنی علی مقری
6 بازدید
[ عَ یِ مُ ] (اِخ) ابن احمد مقری. از محدثان بود. (منتهی الارب).[ عَ یِ مُ ] (اِخ) ابن محمدبن سلامهٔ روحانی مقری رحبی، مکنی به ابوالحسن. وی محدث و مقری بود. رجوع به علی روحانی شود.[ عَ یِ مُ ] (اِخ) ابن محمدبن علی مقری فیومی. رجوع به علی فیومی شود.
کلمات همقافیه با «علی مقری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر