معنی علی مزنی
6 بازدید
[ عَ یِ مُ زَ ] (اِخ) ابن فضل مزنی نحوی. مکنی به ابوالحسن. وی در عهد خویش از دانشمندان بزرگ بود که مردم از اطراف برای کسب دانش به سوی او روی می آوردند. او را تصنیفات مفیدی در نحو و صرف است و نیز کتابی در علم «بسم اللََّه الرحمان الرحیم» دارد که آن را «بَسملة» نامیده است. (از معجم الادباء چ قاهره ج ۱۴ ص ۹۸ و چ مارگلیوث ج ۵ ص ۲۹۴).
کلمات همقافیه با «علی مزنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر