معنی علی مربیطری
6 بازدید
[ عَ یِ مُ بَ طِ ] (اِخ) ابن محمدبن عبدالودود مربیطری. مکنی به ابوعیسی. وی شاعری کم شعر بود و نیکو شعر میگفت. در شهر خود «مربیطر» در شمال بلنسیة خطبه میگفت و احکام دینی را به مردم می آموخت. (از الاعلام زرکلی).
کلمات همقافیه با «علی مربیطری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر