معنی علی مراکشی
6 بازدید
[ عَ یِ مَ رْ را کُ ] (اِخ) ابن علی بن عمر مراکشی. مکنی به ابوالحسن. از علمای قرن ۷ هـ . ق. در بلاد مغرب. وی در علم نجوم و ریاضی و جغرافی و در ساختن ساعتهای آفتابی شهرت داشت. او راست: ۱- تلخیص العمل فی رؤیة الهلال. ۲- جامع المبادی والغایات فی علم المیقات. (از معجم المؤلفین از تراث العرب العلمی طوقان ص ۳۶۵).[ عَ یِ مَ رْ را کُ ] (اِخ) ابن محمدبن عبدالرحمان اقاوی الاصل. مشهور به مراکشی. وی فقیه و نحوی و از قبیلهٔ بنی صالح در سوس اقصی بود و در سال ۹۱۰ هـ . ق. در حضرة مکناسیة درگذشت. او راست: ۱- اجوبة حسان در فقه. ۲- شرح بر منظومهٔ وجیزهٔ ابوالعباس مجیلدی در توقیت. (از معجم المؤلفین از اخبار مکناس ابن زیدان ج ۵ ص ۴۵۰).[ عَ یِ مَ رْ را کُ ] (اِخ) ابن محمد مسفیوی مراکشی. مکنی به ابوالحسن. مورخ و از وزراء بود و در عهد دولت حسینی عهده دار وزارت شکایات بود و در سال ۱۳۱۵ هـ . ق. درگذشت. او راست: الدرر السنیة فی الدولة الحسینیه. (از معجم المؤلفین).
کلمات همقافیه با «علی مراکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر