معنی علی مؤید
6 بازدید
[ عَ یِ مُ ءَیْ یِ ] (اِخ) (خواجه...) سبزواری سربداری. یازدهمین و آخرین امیر سربداری. وی از امرای خواجه وجیه الدین مسعود بود و به واسطهٔ بزرگزادگی و دینداری شهرت داشت و پس از قتل پهلوان حسن که دهمین امیر سربداران بود حکومت ملک سربداران را به دست گرفت و در ترویج تشیع جهد فراوان کرد. او در ابتدای سلطنت، درویش عزیز مجدی را به جنگ ملک معزالدین حسین کرت روانه کرد اما وقتی درویش به نیشابور رسید نسبت به او تغییر عقیده داد، او را دستگیر کرد و در سال ۷۷۲ هـ . ق. به قتل رساند. بعداً چون بین او و امیر ولی اختلاف افتاد و امیر ولی سبزوار را محاصره کرد، خواجه علی از امیرتیمور گورکانی کمک خواست و امیرتیمور در سال ۷۸۶ هـ . ق. به خراسان آمد و خواجه علی و جمیع خاندان او از ملازمان وی شدند و خواجه بدین ترتیب قریب هفت سال با اقربای خود در رکاب امیرتیمور بود و در سال ۷۸۸ هـ . ق. در خرم آباد لرستان در ضمن جنگی تیری به او اصابت کرد و به قتل رسید و با درگذشت او سلسلهٔ سربداران منقرض گردید. وی در ترویج علم و ادب بخصوص در استحکام مبانی تشیع سعی بسیار کرد و شیخ شهید مکی کتاب لمعهٔ دمشقیهٔ خود را به نام وی تألیف کرد و به خراسان فرستاد. (از تاریخ مفصل ایران، مغول، عباس اقبال ص ۴۷۶) (از حبیب السیر چ کتابخانهٔ خیام ج ۳ ص ۳۶۶ و ۴۳۸).
کلمات همقافیه با «علی مؤید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر