معنی علی قزوینی
[ عَ یِ قَ زْ ] (اِخ) ملقب به کامی. از شعرای دربار اکبرشاه در هند بود و در سال ۹۸۱ هـ . ق. درگذشت او راست: نفائس المآثر، که تذکرةالشعرا است. (از هدیة العارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۴۹).[ عَ یِ قَ زْ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن سلمةبن بحر قطان قزوینی. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی قطان شود.[ عَ یِ قَ زْ ] (اِخ) ابن حاتم. مکنی به ابوالحسن. فقیه و محدث است وفات وی بعد از سال ۳۵۰ هـ . ق. میباشد. طوسی در الفهرست گوید که وی را حدود سی کتاب فقهی است، از قبیل: ۱- کتاب الحج. ۲- کتاب الزکاة. ۳- کتاب الصلاة. ۴- کتاب الصوم. ۵- کتاب الوضوء. (از معجم المؤلفین از الفهرست طوسی ص ۹۸ و ایضاح المکنون بغدادی ج ۲ ص ۶۷ و فوائد الرضویهٔ عباس قمی ج ۱ ص ۲۶۷).[ عَ یِ قَ زْ ] (اِخ) ابن حسن صقلی قزوینی. رجوع به علی صقلی شود.[ عَ یِ قَ زْ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بن علی بن عبداللََّه بن احمد قزوینی. ملقب به تاج الدین و مکنی به ابوالحسن یا ابوتراب. شاعر قرن ششم هـ . ق. بود و نزد فضل اللََّه راوندی تحصیل کرد. او را دیوانی است در ده هزار بیت که غالب اشعار آن در مدح آل رسول (ص) است. (از معجم المؤلفین از فوائد الرضویهٔ عباس قمی ج ۱ ص ۳۰۹) (از الذریعه ج ۹ ص ۷۴۴ از الفهرست منتخب الدین).[ عَ یِ قَ زْ ] (اِخ) ابن عبدالملک بن عباس قزوینی نحوی. مکنی به ابوطالب. پدر او اهل علم و از راویان حدیث بود. و خود نیز به نوبهٔ خویش عالم و فاضل بود و جماعتی از مردم نزد او دانش فراگرفتند. و در اواخر سال ۳۹۸ هـ . ق. درگذشت. او را فرزندانی کوچک بود که همگی کشته شدند. (از معجم الادباء چ قاهره ج ۱۴ ص ۵۰ و چ مارگلیوث ج ۵ ص ۲۶۷).[ عَ یِ قَ زْ ] (اِخ) ابن عمربن علی کاتبی قزوینی. ملقب به نجم الدین و مکنی به ابوالحسن. رجوع به کاتبی قزوینی و علی (ابن عمربن...) شود.[ عَ یِ قَ زْ ] (اِخ) ابن عمربن محمدبن حسن حربی بغدادی شافعی. مشهور به ابن قزوینی و مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن (علی بن عمربن...) شود.[ عَ یِ قَ زْ ] (اِخ) ابن کل محمدبن علی محمد قاربوزآبادی قزوینی. فقیه و اصولی و مفسر و واعظ و لغوی بود. وی در قاربوزآباد از قرای قزوین متولد شد و نزد علمای قزوین دانش آموخت سپس به اصفهان و از آنجا به زنجان رفت و در هشتم محرم سال ۱۲۹۰ هـ . ق. در زنجان درگذشت. او راست: ۱- تفسیرالقرآن. ۲- جوامع الاصول، در سه مجلد. ۳- معدن الاسرار فی المواعظ، در پنج مجلد. ۴- نظام الفرائد فی شرح القواعد للعلامة. (از معجم المؤلفین از اعیان الشیعهٔ عاملی ج ۴۲ ص ۱۰).[ عَ یِ قَ زْ ] (اِخ) ابن محمدبن احمد قزوینی بغدادی شافعی. ملقب به تاج الدین و مکنی به ابوالحسن. محدث و فقیه و لغوی بود. وی در نظامیهٔ بغداد تدریس می کرد و در سال ۷۴۵ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- شرح مصابیح السنهٔ بغوی. ۲- شرح مقامات حریری. ۳- کتاب العجائب. ۴- کتاب اللطائف. ۵- المحیط بفتاوی اقطار البسیط. (از معجم المؤلفین).[ عَ یِ قَ زْ ] (اِخ) ابن محمدبن عبداللََّه قزوینی. مکنی به ابوالحسن. از قضات بود و در سال ۳۵۶ هـ . ق. وارد بغداد شد. او راست: ملح الاخیار. (از معجم المؤلفین از کتاب الرجال نجاشی ص ۱۹ و منتهی المقال ابوعلی ص ۲۲۳ و تنقیح المقال مامقانی ج ۲ ص ۳۰۶ و ایضاح المکنون بغدادی ج ۳ ص ۵۵۲).
کلمات همقافیه با «علی قزوینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر