معنی علی قزاق
[ عَ یِ قَ زْ زا ] (اِخ) (شیخ...) وی از امرای میرزا اسکندر بود و وقتی امیرتیمور گورکانی به نواحی اصفهان رسید او و شیخ محمد قرابت با قریب سیصد سوار از نزد میرزا اسکندر فرار کردند و به امیرتیمور ملحق شدند. رجوع به حبیب السیر چ کتابخانهٔ خیام ج ۳ ص ۵۸۹ شود.
کلمات همقافیه با «علی قزاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر