معنی علی عباسی
7 بازدید
[ عَ یِ عَ بْ با ] (اِخ) ابن احمد معتضدبن موفق بن متوکل عباسی. مکنی به ابومحمد و ملقب به المکتفی باللّه. هفدهمین خلیفهٔ عباسی در عراق. وی در «رقة» بود و چون پدرش المعتضد باللّه درگذشت، در سال ۲۸۹ هـ . ق. در همان «رقة» با او بیعت شد و به بغداد منتقل گردید و از عهدهٔ ادارهٔ خلافت نیکو برآمد و در عهد او انطاکیه که در دست رومیان بود فتح گردید. وی در سنین جوانی در بغداد درگذشت. (از حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۲۸۶) (الاعلام زرکلی از کامل التواریخ ابن اثیر ج ۸ ص ۳ و تاریخ طبری ج ۱۱ ص ۴۰۴ و مروج الذهب مسعودی ج ۲ ص ۳۸۲ و تاریخ بغداد ج ۱۱ ص ۳۱۶ و فوات الوفیات ج ۲ ص ۴۱).[ عَ یِ عَ بْ با ] (اِخ) ابن سلیمان بن احمدبن سلیمان أنصاری قرطبی عباسی. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی انصاری شود.[ عَ یِ عَ بْ با ] (اِخ) ابن سلیمان بن علی بن عبداللََّه بن عباس هاشمی عباسی. مکنی به ابوالحسن. رجوع به علی هاشمی (ابن سلیمان بن علی...) شود.[ عَ یِ عَ بْ با ] (اِخ) ابن عبدالرحیم بن حسن بن عبدالملک بن ابراهیم سلمی عباسی رقی بغدادی. مشهور به ابن عصار و مکنی به ابوالحسن. لغوی و نحوی بود (۵۰۸ -۵۷۶ هـ . ق.). او را تألیفاتی است. (از معجم المؤلفین از سیر النبلاء ذهبی ج ۱۲ ص ۲۸۳ والوافی صفدی ج ۱۲ ص ۹۶).[ عَ یِ عَ بْ با ] (اِخ) ابن قاسم عباسی حنفی یمنی. وی عالم فرایض بود، در سال ۱۲۶۲ هـ . ق. در یمن متولد شد و در سال ۱۳۰۰ در کولندی درگذشت. او راست: الفرات الفائض علی حدائق ذریعةالناهض الی تعلم احکام الفرائض. (از معجم المؤلفین از فهرس المؤلفین بالظاهریة و هدیة العارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۷۲ و فهرست الخدیویة ج ۳ ص ۳۱۱ و فهرس الازهریة ج ۲ ص ۷۰۵ و ایضاح المکنون بغدادی ج ۲ ص ۱۸۰).[ عَ یِ عَ بْ با ] (اِخ) ابن محمد. مشهور به ابن محیا عباسی و ملقب به عمادالدین. نسب شناس بود و در حدود سال ۷۵۰ هـ . ق. درگذشت. او راست: نزهة ذوی العقول فی نسب آل الرسول. (از معجم المؤلفین از ایضاح المکنون بغدادی ج ۲ ص ۲۰۷ و ۶۳۹ و هدیة العارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۲۰).[ عَ یِ عَ بْ با ] (اِخ) ابن محمدسعیدبن عبداللََّه بن حسین سویدی بغدادی عباسی. مکنی به ابوالمعالی. رجوع به علی سویدی شود.
کلمات همقافیه با «علی عباسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر