معنی علی صیرفی
7 بازدید
[ عَ یِ صَ رَ ] (اِخ) ابن منجب بن سلیمان صیرفی مصری. مکنی به ابوالقاسم. ادیب و نویسنده و شاعر بود (۴۶۳ - ۵۴۲ هـ . ق.) وی مدتی دیوان انشاء مصر را عهده دار بوده. او راست: ۱- الاشارة الی من نال الوزارة. ۲- دیوان رسائل، که در بارهٔ ملوک مصر نگاشته است و بیش از چهار مجلد است. ۳- ردالمظالم. ۴- عقائدالفضائل. ۵- عمدةالمحادثة. (از معجم المؤلفین از الوافی صفدی ج ۱۲ ص ۲۱۰ و معجم الادباء یاقوت ج ۱۵ ص ۷۹ و ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۷۳ و ج ۲ ص ۱۲۴ و هدیة العارفین بغدادی ج ۱ ص ۶۹۸ والاعلام زرکلی ج ۵ ص ۱۷۶).[ عَ یِ صَ رَ ] (اِخ) ابن عثمان بن عمربن صالح دمشقی شافعی. مشهور به ابن صیرفی و مکنی به ابوالحسن و ملقب به علاءالدین. فقیه و اصولی و محدث و خطیب قرن نهم هـ . ق. بود. وی در سال ۷۷۳ یا ۷۷۸ هـ . ق. در دمشق متولد شد و پس از مدتی تحصیل به قاهره رفت و سپس به دمشق بازگشت و در جامع بنی امیه به تدریس پرداخت و نیز در شامیهٔ برانیه و در دارالحدیث اشرفیه تدریس کرد. و در یازدهم رمضان سال ۸۴۴ هـ . ق. درگذشت و در مقابر صوفیان دفن گردید. او راست: ۱- تهذیب ذهن الفقیه الساری لما وافق مسائل المنهاج من تبویب البخاری. ۲- زادالسائرین و نزهةالناظرین فی فقه الصالحین، در ۴ مجلد. ۳- کتاب خطب. ۴- نتائج الفکر فی ترتیب مسائل المنهاج علی المختصر، در ۴ مجلد. ۵- الوصول الی مافی الرافعی من الاصول. (از معجم المؤلفین). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: فهرس مخطوطات الظاهریة. الضوءاللامع سخاوی ج ۵ ص ۲۵۹. الدارس نعیمی ج ۱ ص ۴۳. شذرات الذهب ابن عماد ج ۷ ص ۲۵۲. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۳۴۱. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۹۴۵. هدیة العارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۳۲.
کلمات همقافیه با «علی صیرفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر