معنی علی صغیر
7 بازدید
[ عَ یِ صَ ] (اِخ) ابن زین الدین بن محمدبن حسن بن زین الدین شهید ثانی. مشهور به شیخ علی صغیر. وی نزد عم خود شیخ علی کبیر (متوفی در سال ۱۰۱۳ هـ . ق.) تلمذ کرد و تعلیقاتی بر کتب او دارد. (از مصنفی علم الرجال آقابزرگ ص ۳۲۵).[ عَ یِ صَ ] (اِخ) ابن محمدبن حسن بن زین الدین شهید ثانی عاملی جبعی اصفهانی. مشهور به شیخ علی صغیر. فقیه و ادیب و محدث بود. در سال ۱۰۱۳ هـ . ق. متولد شد و در سال ۱۱۰۳ ق. در اصفهان درگذشت. صاحب «مصنفی علم الرجال» نام او را «شیخ علی کبیر» ضبط کرده است. او راست: ۱- حاشیه بر شرح لمعة. ۲- حاشیه بر الصحیفة الکاملة. ۳- الدر المنثور فی المأثور و غیرالمأثور، در دو مجلد. ۴- الدر المنظوم من کلام المعصوم. ۵- السهام المارقة من اعراض الزنادقة. (از معجم المؤلفین). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: الثبت بحرانی ص ۲۳. روضات الجنات خوانساری ص ۴۱۱. فوائد الرضویهٔ عباسی قمی ج ۱ ص ۳۲۲. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۵۹. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۴۵۰. روضات الجنات خوانساری ص ۴۱۱. امل الآمل حر عاملی ص ۴۴۵. و رجوع به مصنفی علم الرجال آقابزرگ ص ۳۳۱ شود.[ عَ یِ صُ غَ یْ یِ ] (اِخ) ابن محمدبن عبدالحق زرویلی. مشهور به صغیر و مکنی به ابوالحسن. فقیه بود و ابوالربیع او را بسمت قاضی فاس منصوب کرد و مدتی در جامع اجدع آن شهر تدریس کرد. عمر او بیش از یکصد سال بود و در سال ۷۱۹ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱- التقیید علی المدونة، در فروع فقه مالکی. ۲- مجموعهٔ فتواهای او که شاگردانش آن را جمع آوری کرده اند. (از معجم المؤلفین از الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۱۵۶).
کلمات همقافیه با «علی صغیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر