معنی علی صعیدی
7 بازدید
[ عَ یِ صَ ] (اِخ) ابن احمدبن مکرم اللََّه صعیدی عدوی مالکی أزهری. فقیه و محدث و اصولی و متکلم و منطقی قرن دوازدهم هـ . ق. وی در سال ۱۱۱۲ هـ . ق. در بنی عدی از نواحی اسیوط متولد شد و در دهم رجب سال ۱۱۸۹ ق. در قاهره درگذشت. او راست: ۱- اتحاف المرید لجوهرةالتوحید. ۲- حاشیه بر شرح ابن عبدالحق سنباطی بر مقدمهٔ بسملة و الحمدلة. ۳- حاشیه بر شرح زکریا انصاری بر الفیهٔ عراقی، در مصطلح حدیث. ۴- حاشیه بر شرح سلم اخضری، در منطق. ۵- حاشیه بر کفایةالطالب ربانی برای رسالهٔ ابن ابی زید قیروانی، در فروع فقه مالکی. (از معجم المؤلفین). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: فهرس المؤلفین بالظاهریة. عجائب الآثار ج ۱ ص ۴۱۴. کنزالجواهر ص ۱۶۰. سلک الدرر ج ۳ ص ۲۰۶. الخطط التوفیقیة ج ۹ ص ۹۴. فهرس الفهارس کتانی ج ۲ ص ۱۱۵. هدیةالعارفین ج ۱ ص ۷۶۹. فهرست الخدیویة ج ۱ ص ۲۳۵ و سایر مجلدات و صفحات. فهرس التیموریة ج ۱ ص ۹۲. فهرس مذهب مالک ص ۸. فهرس الازهریة ج ۱ ص ۳۰۶. ایضاح المکنون ج ۲ ص ۵۰۱. فهرس دارالکتب المصریة ج ۶ ص ۱۶۵.[ عَ یِ صَ ] (اِخ) ابن محسن صعیدی مالکی شاذلی وفایی. مشهور به رمیلی و مکنی به ابوصلاح. رجوع به علی رمیلی شود.[ عَ یِ صَ ] (اِخ) ابن حمید صعیدی. مکنی به ابوالحسن و مشهور به ابن صباغ یا ابن حمزه. از عرفای بزرگ اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هـ . ق. بود. پدر او شغل صباغی داشت و با وجود اصرار پدر در اینکه شغل او را دنبال کند، وی راه سیر و سلوک را پیش گرفت. صعیدی با الناصرالدین اللََّه عباسی معاصر بود و در روزگار آل ایوب در مصر بسر میبرد و با شیخ عبدالکریم فتاوی صحبت داشت. و سرانجام بسال ۶۱۲ هـ . ق. در صعید مصر در گذشت. (از نامهٔ دانشوران ج ۳ ص ۴۴).
کلمات همقافیه با «علی صعیدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر