معنی علی سویدی
4 بازدید
[ عَ یِ سُ وَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه بغدادی سویدی. متکلم بود و در حدود سال ۱۱۷۰ هـ . ق. درگذشت. او راست: المشکاة المضیئة فی الرد علی الوهابیة. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۱۳۲).[ عَ یِ سُ وَ ] (اِخ) ابن محمد سعیدبن عبداللََّه بن حسین سویدی بغدادی عباسی. مکنی به ابوالمعالی. وی محدث و مورخ و نسابه و متکلم و ادیب و شاعر و نویسنده بود. در بغداد متولد شد و در سال ۱۲۳۷ هـ . ق. در دمشق درگذشت. او راست: ۱- تاریخ بغداد فی الوقائع و تراجم العلماء. ۲- ذخرالمعاد فی معارضة بانت سعاد. ۳- سبائک الذهب فی معرفة أنساب العرب. ۴- العقد الثمین فی بیان مسائل الدین. ۵- الکوکب المنیر فی شرح المناوی الصغیر. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۲۰۰). صاحب معجم المؤلفین به مآخذ ذیل نیز اشاره کرده است: المسک الاذفر آلوسی ج ۱ ص ۷۳. فهرس الفهارس کتانی ج ۲ ص ۳۵۰. اصفی الموارد وائلی ص ۱۰۱. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۷۳. روض البشر شطی ص ۱۷۸. البغدادیون اخبارهم و مجالسهم ابراهیم الدروبی ص ۲۶. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۵۴۰ و ج ۲ ص ۱۰۵. فهرس مخطوطات الموصل جلی ص ۴۳. الدلیل العراقی الرسمی لسنة ۱۹۳۶ م. ص ۹۵۱. المکتبة البلدیة، فهرس التوحید ص ۲۵.
کلمات همقافیه با «علی سویدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر