معنی علی سموقی
5 بازدید
[ عَ یِ سَ مْ مو ] (اِخ) ابن احمد طائی سموقی. مکنی به ابوالحسن و ملقب به بهاءالدین. وی از بزرگان دعات باطنیهٔ دروز، و یکی از «حدود خمسهٔ» آنان بود. از او بکنایت «تالی» و «جناح ایسر» نام برند و «مقتنی» لقب دهند. و نیز بنام «الوزیر الخامس» وی را خوانند و دیگر از القاب او در کتب مذهبی آنان «التابع» و «خامس الحدود» و «آخرالحدود» است. او در عهد الحاکم بامراللََّه فاطمی می زیست و از طرفداران و پیروان بزرگ او بشمار می رفت و با حمزةبن علی نیز ارتباط داشت. او از نویسندگان بزرگ این فرقه است و می توان وی را واضع اساس دیانت در دروز دانست. او را رسائل و مقالاتی است که از آن جمله است: ۱- التبیین و الاستدراک. ۲- الرد علی المنجمین. ۳- الرسالة الواصلة الی الجبل الانور. ۴- السفر الی السادة فی الدعوة لطاعة ولی الحق. ۵- القسطنطنیة، و آن رساله ای است برای قسطنطین امپراطور نصرانی، و علی سموقی در آن سعی کرده است که برای امپراطور ثابت کند که حضرت مسیح در جسم «حمزةبن علی فارسی» حلول کرده است. ۶- النقط والدوائر. (از الاعلام زرکلی از دائرة المعارف الاسلامیة ج ۹ ص ۲۱۸ و تاریخ حلب ج ۱ ص ۲۱۹).
کلمات همقافیه با «علی سموقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر