معنی علی سلطان
5 بازدید
[ عَ سُ ] (اِخ) نسب او به اوکتای قاآن میرسد. وی در زمانی که بیسوتیمور از امرای چنگیزی در حدود سال ۷۲۷ هـ . ق. سلطنت می کرد، بر او خروج کرد و بر الوس جغتای استیلا یافت و عهدنامهٔ قبل خان و قاجولی بهادر را ضایع ساخت و چندگاهی پادشاهی کرد و پس از فوت او محمدخان بن پولادخان بن کونجک بر تخت پادشاهی نشست. (از حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۹۱).[ عَ سُ ] (اِخ) قوچین. وی از سرداران میرزا شاهرخ بهادر بود. در روز جمعه بیست وسوم ربیع الآخر سال ۸۳۰ هـ . ق. وقتی که شاهرخ میرزا به مسجد جامع هرات رفته بود، شخصی احمدلر نام که از مریدان فضل اللََّه استرآبادی بود وی را با کارد مورد حمله قرار داد و زخمی کرد. و این علی سلطان قوچین در همان ساعت او را بکشت. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۶۱۵ شود.
کلمات همقافیه با «علی سلطان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر