معنی علی رشیدی
7 بازدید
[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن شمس الدین بن محمدبن زهران بن علی شافعی رشیدی، مشهور به خضری. رجوع به علی خضری شود.[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن عنتر رشیدی مصری. ادیب و شاعر بود و به سال ۱۱۹۵ هـ . ق. در ثغر درگذشت. او راست: موشحات و مقاطیع و دیوان شعر. (از معجم المؤلفین بنقل از عجائب الاثار جبرتی ج ۱ ص ۶۸. هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۷۰).[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن قاسم رشیدی. او راست: کتاب متشابه القرآن. (از الفهرست ابن الندیم).[ عَ یِ رَ ] (اِخ) ابن محمدبن زهران بن علی رشیدی مصری شافعی، مشهور به خضری. رجوع به علی خضری شود.
کلمات همقافیه با «علی رشیدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر