معنی علی رشتی
7 بازدید
[ عَ یِ رَ ] (اِخ) وی خطاط بود و شعر نیز می گفت. او در جوانی به اصفهان بیامد و در خط نستعلیق مهارت یافت و در آنجا مدح منوچهرخان بکرد. (از الذریعهٔ آقابزرگ طهرانی ج ۹ ص ۷۵۶ بنقل از المدایح المعتمدیة).
کلمات همقافیه با «علی رشتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر