معنی علی حضرمی

معنی علی حضرمی

[ عَ یِ حَ رَ ] (اِخ) ابن حسن بن عبداللََّه عطاس حضرمی باعلوی. رجوع به علی عطاس شود.
[ عَ یِ حَ رَ ] (اِخ) ابن دَزی حضرمی. محدث بود و از زیدبن ارقم روایت کرد. (از تاج العروس) (منتهی الارب).
[ عَ یِ حَ رَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه باراس دوعنی حضرمی. رجوع به علی دوعنی شود.
[ عَ یِ حَ رَ ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن جدیدبن علی بن محمدبن جدید حضرمی تریمی شافعی، مشهور به ابن جدید. محدث بود و در سال ۶۲۰ هـ . ق. درگذشت. او را چهل حدیث است در فضائل اعمال. (از معجم المؤلفین بنقل از هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۰۵).
[ عَ یِ حَ رَ ] (اِخ) ابن محمدبن علی بن محمد حضرمی رندی اشبیلی اندلسی، مشهور به ابن خروف و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به علی اشبیلی شود.
[ عَ یِ حَ رَ ] (اِخ) ابن مؤمن بن محمدبن علی حضرمی اشبیلی، مشهور به ابن عصفور و مکنّی به ابوالحسن. رجوع به ابن عصفور و علی (ابن مؤمن بن...) شود.

کلمات هم‌قافیه با «علی حضرمی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید