معنی علی جمالی
6 بازدید
[ عَ یِ جَ ] (اِخ) ابن احمدبن محمد جمالی حنفی رومی زنبیلی، ملقب به علاءالدین فقیه بود و در ۹۳۲ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱ -اخلاق الجمالی. ۲ - ادب الاوصیاء، در فروع فقه. ۳ - مختارات الفتوی، در فروع فقه. ۴ -مختارالهدایة و شرح آن، در فروع فقه. (از معجم المؤلفین بنقل از فهرس الفقه الحنفی بالظاهریة. کشف الظنون ص ۱۶۲۴. الشقائق النعمانیة ج ۱ ص ۴۲۲. البدرالطالع ج ۱ ص ۴۳۰. هدیةالعارفین ج ۱ ص ۷۴۲).[ عَ یِ جَ ] (اِخ) ابن محمد جمالی حنفی. فقیه متوفی بسال ۹۳۱ هـ . ق. وی مدتی سمت مفتی بلاد روم را به عهده داشت. او راست: ادب الاوصیاء. (از معجم المؤلفین بنقل از فهرس مخطوطات الظاهریة. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۴۵).[ عَ یِ جَ ] (اِخ) ابن محمد میلی جمالی تونسی مالکی. متکلم و مفسر و ساکن مصر بود که در سال ۱۲۴۸ هـ . ق. درگذشت. او راست: ۱ -تحفةالاحباب فی تفسیر قوله تعالی «ثم اورثنا الکتاب». ۲ - السیوف المشرقیة لقطع اعناق القائلین بالجهة و الجسمیة. ۳ -الشمس و القمر و النجوم الدراری فی اثبات القدر و الکسب و الاستطاعة و الجزءالاختیاری. ۴ -الصمصام الفاتک فی نصرة الامام مالک. ۵ -الکواکب الدریة و الانوار الشمسیة فی اثبات الصفات السنیة القائمة بالذات الازلیة. (از معجم المؤلفین بنقل از هدیةالعارفین بغدادی ج ۱ ص ۷۷۴. فهرس الخدیویة ج ۱ ص ۱۳۷ و ج ۲ ص ۳۹ و ج ۴ ص ۱۰۹. ایضاح المکنون بغدادی ج ۱ ص ۲۳۷ و ج ۲ ص ۳۷ و سایر صفحات. فهرس الازهریة ج ۶ ص ۲۰۱).
کلمات همقافیه با «علی جمالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر