معنی علی تهامی
6 بازدید
[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ابن حیدربن محمدبن احمد هاشمی حسنی تهامی. از والیان یمن بود و در سال ۱۱۸۲ هـ . ق. متولد شد. ابتدا از یاران عمش شریف حمودبن محمد بود سپس از وی روی گردان شده در سال ۱۲۳۰ هـ . ق. به مکه رفت و چون ترکان بر شهرهای حیس تا مخلاف سلیمانی که تحت حکومت شریف حمود بوده است، مستولی شدند وی در سال ۱۲۳۴ هـ . ق. بدانجا بازگشت و حاکم بر این منطقه گشت و سرانجام بسال ۱۲۵۴ هـ . ق. درگذشت. (از الاعلام زرکلی بنقل از نیل الوطر ج ۲ ص ۱۳۴).[ عَ یِ تَ ] (اِخ) ابن محمدبن فهد تهامی، مکنّی به ابوالحسن. وی شاعری فصیح بود که در یمن متولد شد و به شام و عراق و جبل سفر کرد و مدتی ابن عباد را مدح کرد و به معتزله گروید سپس عهده دار خطابهٔ «رملة» گردید و با کمک حسان بن مفرج به مصر سفر کرد و در سال ۴۱۶ هـ . ق. در زندان قاهره مخفیانه کشته شد. او را دیوان شعر کوچکی است. (از معجم المؤلفین ج ۷ ص ۲۱۹). صاحب معجم المؤلفین مآخذ ذیل را نیز آورده است: تاریخ دمشق ابن عساکر ج ۱۲ ص ۲۶۹. سیرالنبلاء ذهبی ج ۱۱ ص ۸۴. وفیات الاعیان ابن خلکان ج ۱ ص ۴۵۱. البدایهٔ ابن کثیر ج ۱۲ ص ۱۹. شذرات الذهب ابن عماد ج ۳ ص ۲۰۴. کشف الظنون حاجی خلیفه ص ۷۷۱. فهرس الخدیویة ج ۴ ص ۲۳۸. و نیز رجوع به ابوالحسن تهامی شود.
کلمات همقافیه با «علی تهامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر